تبليغاتX
Lilypie 3rd Birthday Ticker بیائید همیشه کودک بمانیم !!!

بیائید همیشه کودک بمانیم !!!

شرمینه ۳ ماهه !!!

سلام

باز هم تاخیر !! فقط میتونم بگم خیلی درگیر بودم !! خیلی !! همین !!

شرمینه خوبه !! دلش برای همه دوستهاش کلی تنگ شده .  مامانش هم همینطور ! دو هفته خونه نبودیم . پیش مامانی بودیم تا ازش مواظبت کنیم !! شرمینه حسابی با من همکاری کرد . گاهی که دیگه از موندن تو کریر خسته میشد غرغر میکرد و نق میزد . اگه نبود واقعا نمی دونم از کجا انرژی می گرفتم . ویتامین من شده !!! وجودش برای همه اطرافیان انرژی مثبته !! مخصوصا مامانیش که حالش خوب نبود !! کلی کارهای جدید یاد گرفته . هر کی بهش بگه : " سلام " خنده تحویلش میده . بغل همه میره و کلی خوش اخلاقه . البته گاهی هم کلافه و عصبی میشه که در این صورت کلی بد و بیراه بار من میکنه : " ی ی ی ی ی نه نه نه نه عم عم عم عم عم " !!!  اینها فحش هایی هست که در روز چند بار نثار من میشه !!! عاشق یه کارشم . اینکه بعد شیر خوردن چند دقیق زل زل به من نگاه میکنه و بعد میخنده . خیلی خیلی خوش خنده است . حتی به اخمو ترین آدمها !!! تا بگی حالت چطوره خنده تحویل میده !!!  دیگه کاملا آدمهای دور و اطراف رو که زیاد میبینه میشناسه . تمام تلاشش رو میکنه که برگرده و دمر بشه ولی فقط تا پهلو پیش میره بعد جیغش درمیاد و باید بغلش کنم . چنان به در و دیوار خونه نگاه میکنه که انگار داره همه چیز رو ضبط میکنه . گاهی بهش میگم : مادر خسته نشدی از بس بغل من به در و دیوار این خونه نگاه کردی ؟؟

به محض اینکه شیشه رو دهنش میذارم با حرص اون رو به لثه هاش میکشه و به بیرون تف می کنه . بعد گریه می کنه و حتی شیر هم نمی خوره . تقریبا بی خیال شیشه شدم !! اما این موضوع با توجه به اینکه من کارمندم منو نگران می کنه . چون مجبورم از چهار ماهگی از شیر کمکی هم استفاده کنم . البته بعضی ها میگن ممکنه شیر خشک رو از شیشه بگبره . اصلا تصور استفاده از قطره چکون و قاشق رو برای شیر دادن نمیکنم . تا حالا فکر کنم ده مدل شیشه و سر شیشه عوض کردم . هر مدل که بگین !!! عادت بد دیگه ای که داره خوردن دستشه !! تازگی ها خیلی شدید شده . چنان با ملچ وملوچ دست می خوره که حتی از آشپزخونه صداشو میشنوم . وقتی می خوام دستشو از دهنش دربیارم گریه می کنه !! چنان با حرص و ولع دست میخوره که من فقط می تونم هاج و واج و ناراحت از این عادت بد نگاهش کنم !! آنچنان دستشو تو دهنش می بره که گاهی خودش حالش بهم می خوره و عق میزنه !!! باید شستش تو دهنش باشه تا بخوابه !! در حالیکه می دونم کاملا سیر میشه و گرسنه نیست !! خیلی سعی کردم به پستونک عادتش بدم تا دستشو نخوره چون موقع خواب این کار رو خیلی شدیدتر انجام میده ولی فایده نداره . زهی خیال باطل !! دکتر هم می گه توی این سن طبیعیه !! اصلا حساس نباش و بذار تو حال خودش باشه !

ساعت دوازده شیر می خوره و تا ساعت ۷ صبح تخت میخوابه . چند بار سعی کردم نصف شب بهش شیر بدم چون شیر شب بچه رو خیلی حال میاره ولی بلند نمیشه و گریه می کنه که چرا بیدارم می کنی ؟؟؟ شبها عالی میخوابه و بعد از ظهر هم سه چهار ساعت !!! وقتی خوابش سنگینه توپ هم نمیتونه بیدارش کنه ولی طی روز چند دفعه چرت میزنه که با هر صدایی می پره !

 

عاشق این جوجه است که عکسشو گذاشتم . وقتی کوکش میکنم تا بخونه عشق می کنه . کلی باهاش حرف میزنه . خیلی دوست داره باهاش حرف بزنم . با دقت گوش میده و وقتی ساکت میشم جوابم رو میده . دهنش رو تکون تکون میده و صداهایی شبیه به حرف زدن از خودش در میاره . عین آدم بزرگها !! این بگو و مگو گاهی نیم ساعت ادامه پیدا می کنه . خلاصه کلی برای مامانش مونس شده . وقتی راه میرم دائم سرش دنبالم میچرخه و توی جمع کاملا منو میشناسه و برام عکس العمل نشون میده . واقعا گذشت زمان رو نمی فهمم . احساس می کنم خیلی زود بزرگ میشه . از کوچک شدن لباسهاش اینو می فهمم . لباس دو هفته پیش براش کوچیکه و چند دست لباس رو حتی یک بار تنش نکردم ولی دیگه تو تنش نمیره !! سعی می کنم لحظه لحظه این روزها رو توی قلبم ثبت کنم !! میدونم که بعدها دلتنگ این روزها میشم !!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 31 فروردین1386ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط شهرزاد  |